وقتي كه بچه بودم، خيلي دلم مي خواست كاريكاتوريست بشم. بخصوص كه هر هفته مجله گل آقا را مي خواندم و نقاشي ام هم خوب بود ولي درك نمي كردم كه كاريكاتوريست شدن و كاريكاتور كشيدن، تيزبيني و ذكاوت خاصي مي طلبد. البته شايد اگر آن را دنبال مي كردم و به عقلم مي رسيد كه بايد به دنبال فراگيري فنون و متد آن بروم، شايد حداقل الان مي توانستم براي دلم هم كه شده، كاريكاتور بكشم.
بگذريم كه به قول سعدي عليه الرحمه: مرد هنرمند هنرپيشه را عمر دو بايست در اين روزگار/ تا به يكي تجربه آموختن و آن دگري،تجربه بردن به كار
اما اين ها را نوشتم تا بگويم كه چيني كه حق وتو در سازمان ملل متحد دارد، بازار دنيا را در دست گرفته و آنقدر قدرتمند است كه با وجود همه مستنداتي كه عليه نقص حقوق بشردر آن كشورارايه مي شود، بازهم مي تواند حق برگزاري مسابقات جهاني المپيك را در دست گيرد، چه نيازي به جانبداري صدا و سيماي ج.ا.ا. دارد كه دايم از مخالفت برخي كشورهاي جهان با برپايي المپيك درچين به جوش و خروش مي آيد وكاسه گرمتراز آش مي شود. مگر همين چين نبود كه عليه ما و در موافقت با قطعنامه سازمان ملل درباره انرژي هسته اي راي داد در حالي كه ما حداقل به مدت دو سال بازارمان را به روي كالاهاي چيني به خاطراين مساله گشوده بوديم تا چين به نفع ما دراين عرصه ظاهر شود.

آن كس كه بداند و بداند كه بداند بايد برود غاز به كنجي بچراند
آن كس كه بداند و نداند كه بداند بهتر برود خويش به گوري بتپاند
آن كس كه نداند و بداند كه نداند با پارتي و با پول خر خويش براند
آن كس كه نداند و نداند كه نداند بر پست رياست ابد الدهر بماند