تبليغاتX
ايساتيس

مهران مديري از هوش سرشاري برخوردار است. او آنقدر باهوش است كه مي تواند تندترين انتقادات را در قالب مجموعه هاي طنز بيان كند. او همه را به سخره مي گيرد و هيچ ترسي ندارد و اين راز موفقيت اوست. او هميشه مي داند كه چگونه بنويسد وبسازد تا هميشه مورد تحسين باشد.

انتقاد ازثروت اندوزي پزشكان و تكبرشان،‌ پليس و قدرت و بي حد و حصرش،‌ خيلي ها گفتند كه مديري از طرح امنيت اجتماعي انتقاد كرده است ولي به جزء آن اگر كمي دقيق تر به ديالوگهاي اين مجموعه درباره خاطراتي كه به اصطلاح درباره شجاعت سرهنگ غفاري نقل مي شد،‌ توجه مي كردند، ‌درمي يافتند كه اين خاطرات چيزي جزء خشونت كنترل شده و خودسري پليس نيست. 

هرچند خيلي ها هم از انتقاد مديري به طيف روشنفكران و شاعران گله مند بودند ولي بايد پرسيد چند شاعر معاصر را مي شناسيد كه احتمالا اهل دود و دم نباشد. خدايش؟ و اقتدار گروه هاي مافيايي اقتصاد و قدرت كه با خيالي آسوده در حال معامله و مبادله اند و صد البته نظام ديوانسالاري پوسيده و بيهوده.

اما دفاعيه  پر سوز و گداز مسعود شصتچي در دادگاه انگار كه دفاعيه مهران مديري از سالها طنزپردازي بود: 

 

چه دفاعی دارم از خودم بکنم آقای قاضی
من بی دفاعم
همه سهم بنده از زندگی کار کردن در زیر زمین اداره بایگانی بود، لای پرونده ها
من ساده بودم من همه چیز را باور می کردم
سرم به کار خودم بود من شریف بودم
من مقاومت کردم تا حد توان اما من توانم کم بود
بنده ضعیف بودم برای خودم ضعیف بودم و برای دیگران
من به همه احترام می گذاشتم و

من شروع کردم به بازی کردن
و من شروع کردم به سرگرم شدن
و بعضی وقت ها یادم رفت که کجا هستم
و همه اینهایی که گفتند مال من نیست حق من نیست
من اشتباهی ام
من از اولش هم اشتباهی بودم
تقصیر من بود تقصیر دیگران هم بود
اما خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی برای خودم برنداشتم
من هیچ چیز رو در جیبم نذاشتم
من از سهم کسی نزدم من فقط اشتباهی بودم
من فقط اشتباهی بودم

خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی رو خراب نکردم
خدایا تو شاهدی که من کسی رو اذیت نکردم
من فقط اشتباهی بودم
حالا من مانده ام و تقاص این همه اشتباه دیگران و بازیگوشی خودم
من از هیچ کسی توقعی ندارم
خدایا تو من رو ببخش

 

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 23:28 توسط زهرا |