تبليغاتX
ايساتيس

وقتي مي بينم عده اي در وبلاگشان نوشته اند كه ما «راي مي دهيم»، واقعا عصباني مي شوم بخصوص كه مي داني طرف  جزء  جماعت روزنامه نگار هم هست.

جماعتي كه بايد چشم و گوشش بيشتر از اين ها باز كند و دقيق تر ببيند. جماعتي كه بسيار بيشتر از مردم عادي در جريان اخبار و اطلاعاتي (بخصوص اطلاعات و اخباري كه خودش و يا همكاران ارشد آنها را سانسور مي كنند) قرار دارد. شرم آور است.

چرا  اين جماعت حداقل با خودش رو راست نيست؟ آيا  اقليت اصلاح طلب مجلس هفتم حتي يك نطق عليه بيداد و ستم دولت نهم انجام داده، تصويب لايحه و استيضاح و سوال از رئيس جمهور پيشكش.

آن وقت با چه رويي، مردم فلك زده اي را كه حتي ديگر قدرت آه و ناله كردن از شرايط اقتصادي- سياسي- اجتماعي- فرهنگي موجود ندارند را تشويق به راي دادن به ياران خاتمي مي كنيم.

چرا بايد آگاهانه در بازيي كه هيچ برگ برنده اي نداريم،‌شركت كنيم. حضور در بازي كه فرصتي براي بازي كردن  درآن به ما داده نشده، چه نتيجه اي جزء باخت حقارت آميز دارد؟

به شعورمان توهين كنيم و در انتخابات(بخوانيم انتصابات) شركت كنيم تا يك دونفر از ليست اصلاح طلبان به مجلس راه يابند تا براي سالهاي بعد منبع كسب درآمد پيدا كنند؟ 

گله بدست گرگ افتاده و ما انتظار ترحم،خويشتن داري و پايبندي به اصول انساني و قانوني را از  سوي گرگها  داريم و نتيجه آن چيزي است كه كيهان تيتر مي زند:‌مردم بار ديگر مجلس را به اصولگرايان سپردند.  

متاسفم براي خودم و همه مردمي كه در سراشيبي سقوط اين جامعه گرفتار شده اند.

اما صورت مساله چيز ديگري است. در كشوري كه با پول نفت اداره مي شود، حاكميت نيازي به كسب مشروعيت از سوي مردم ندارد زيرا قدرت و پول كافي براي دوام و بقاي حاكميتش را دارد. 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 18:33 توسط زهرا |

                                           

                                                                    كاريكاتور: نيك‌آهنگ كوثر

 

قطعنامه سوم نيز به مباركي و ميمنت ديپلماسي فعال دولت نهم عليه ايران  با اجماع اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد (كه دايم در حال باج دادن به  اعضاي آن  در باب انرژي هسته اي هستيم) عليه ما به تصويب رسيد و ما بايد براساس تكليف الهي و براي اثبات اصل جمهوريت در انتخابات شركت كنيم تا دار و دسته رايحه خوش خدمت به اضافه كروبي به مجلس راه پيدا كنند.

بايد بازي انتخابات را به كتاب بازي هاي اريك  برن اضافه كرد. بازي كه حدود 30 سال است تكرار ميشود. اول همه رد صلاحيت مي شوند بعد دوباره تاييد مي شوند. اول قرار نيست مردم در انتخابات شركت كنند ولي بعدا در دقيقه نود تصميم مي گيرند در انتخابات شركت كنند و در نهايت كساني كه قرار بوده راي بياورند، انتخاب مي شوند.

ما بايد در تظاهرات ها  و انتخابات شركت كنيم، ماليات و عوارض بدهيم، به دوست جديد( دشمن بعثي سابق) كه پدرمان را درآورد و هنوز خسارات جنگ را به ما پرداخت نكرده، در حالي كه در تحريم هستيم، يك ميليارد دلار وام! بدهيم. ولي هيات حاكمه هيچ گاه هيچ وظيفه اي نسبت به ما ندارد. اين تعريفي است كه ما سالهاست از مفاهيم دموكراسي، جمهوري و اسلام در ذهن داريم.

اي خدا،‌ نمي شد ما در جهان سوم به دنيا نياييم، واقعا نمي شد؟!

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 18:53 توسط زهرا |

بالاخره علي سنتوري به دست مردم رسيد چه كارگردانش خريد آن را حرام بداند يا نه، چه مردم به آن شماره حساب اعلام شده پول بريزند يا نه.

علي ستنوري خيلي حرفها داشت كه نبايد به گوش همه مردمي كه هر روز آنها را مي بينند و با تمام وجود درك مي كنند، مي رسيد كه :

 تهران ميليون ها نفر معتاد دارد،

اين مملكت خشن، دروغگو و بي رحم كه همه را معتاد و بدبخت مي كند،

من كه زنم؛ نمي توانم ساز بزنم و... .

بله، در حكومت جمهوري اسلامي روابط پيش ازازدواج  وجود ندارد،‌ معتاد كارتون خواب وجود ندارد، پارتي استغفرا... ، موسيقي پاپ زيرزميني نداريم،‌ كسي مشروب نمي خورد،  فقر و بيكاري زندگي هيچ كس  را از هم نمي پاشد،‌ حاج آقا با سنتور بازي نمي كند،‌ فحش ناموسي نداريم،‌ بدبختي نداريم،‌ دربه دري نداريم،

ما خيلي خوشبختيم، خيلي بيشتر از آنكه تصورش را بكنيد.

اين ها همه سياه نمايي است!

هيچ گاه فراموش نمي كنم مطلبي كه روزنامه كيهان درباه اين فيلم نوشته بود.

+ نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 23:6 توسط زهرا |