تبليغاتX
ايساتيس

 

                                        

حتي خيلي زودتر از آنكه  فكرش را بكنم كه ممكن است اينجا هم كلاه سرم برود،‌  سرم كلاه رفته بود!

بعد از 7 ماه تازه فهميدم كه هيچ چيزي ارزشش را ندارد كه به خاطرش، استقلال حرفه ايم را لكه دار كنم. من استقلال حرفه ايم را به بند كشيدم تا هيچ بدست آورم. هيچ،‌ هيچ.

امروز فهميدم كه كار بي دردسرهم، دردسرهاي خودش را دارد و تجربه كردن بعضي چيزها واقعا ارزشش را  ندارد. فهميدم كه خبرنگار جماعت هر جا هم كه برود، ديوارش از همه  كوتاه تر است. 

چقدر ديرفهميدم ،‌چقدر دير.

فردا روز تولدم است و من چه هديه اي  گرفتم! 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 20:52 توسط زهرا |

 

 

 كاريكاتور از اردشير رستمي

 

نمايشگاه كتاب كه با آن خوبي برگزارشد، نبايد تصور مي كرديم كه نمايشگاه مطبوعات بهتر از آن برگزار نشود!

نمايشگاه مطبوعات امسال مثل مراسم ختم بود كه رفتن به آن صرفا براي ابراز تاسف و عرض تسليت به باقي ماندگان عرصه روزنامه نگاري ايران بود.

ديدار دوستان، همكلاسي ها و همكاران بيكارشده چقدرمي تواند خوشايند باشد؟ جاي خالي شرق و آن عكس دسته جمعي اش، جاي خالي ايلنا، انجمن هاي روزنامه نگاري و نيز دوستان سفر كرده به غربت. فقط خرما و حلوا نگذاشته بودند و گرنه بوي مردگي همه جا را پر كرده بود.

جالب آنکه يك عده كه نمي دانستند آنجا جشنواره رشد است و يا نمايشگاه مطبوعات.

و نكته قابل توجه نمايشگاه عكس هاي احمدي نژاد بود كه ديدنش را از دست ندهيد. (وقتي شنيدم كه عكس گرفتن از احمدي نژاد هم توفيق همسفر بودن با او و كلي پارتي مي خواهد، عكس ها را طور ديگري نگاه كردم)

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 11:49 توسط زهرا |

 

احمدي نژاد هفته گذشته گفته بود كه مديران كم كار و ناموفق را خلع مي كند .

بهرحال بايد بهانه اي براي آوردن دوستان و نزديكان احمدي نژاد از شهرداري  كه هنوز ازخان گسترده رئيس جمهور در اداره كشور فيض نبرده اند،‌ فراهم شود و گرنه  كدام كارمندي است كه نداند كه با بوروكراسي حاكم درسازمانهاي دولتي كه دست و پاي كارمند و مدير را بسته است،‌ البته آنچه كه  هيچ گاه محقق نخواهد شد،‌ كارآمدي است.

از دست اين مردم در عجبم. نمي دانم كه چرا بعد از اين همه وقت  چگونه هنوز عده اي گول  شعارهاي شايسته سالاري و مانند آن را مي خورند.

يادم هست كه در مجلس پنجم و ششم روزي نبود كه نماينده اي كلمه شايسته سالاري را بر زبانش نياورد و يا روزنامه هاي  ‌جناح مغلوب يادشان برود كه دراين مورد سرمقاله و گزارش و تماس مردمي چاپ كنند.  سنگ خاتمي را به سينه نمي زنم  كه اوهم همان كرد كه پيشنيان كردند ولي چرا يك نفر از هيچ حرب و دسته اي  پيدا نمي شود كه بگويد جناب رئيس جمهور با چه مجوزي اين همه فك و فاميل و دوست و رفيقت را از شهرداري و كيهان وهزار خرابه شده ديگري كه قبلا آنجا بودي، را به سكان دولتمردي آورده اي.

در جايي كه من كار مي كنم، مي بينم كه چگونه هرروز حداقل يك مديركل از سقف پايين مي افتد كه اتفاقا اگر در شهرداري تهران و روزنامه كيهان قبلا سمتي نداشته است،‌حداقل در مسجد محله احمدي نژاد مشغول پخش خرما بوده است و مي بينم كه مديران فلك زده قبلي چنان با اردنگي از سمت شان خلع مي شوند كه عطاي اين مجموعه را به لقايش مي بخشند.

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 23:21 توسط زهرا |